تاریخچه TMS از نخستین تحریک مغز تا کاربردهای بالینی
تحریک مغناطیسی فراجمجمهای (TMS) یکی از فناوریهای مهم در علوم اعصاب است که مسیر تکامل آن از یک مشاهده تجربی ساده آغاز شد و به کاربردهای بالینی در روانپزشکی رسید. در این مقاله، تاریخچه TMS بر اساس شواهد علمی موجود مرور میشود.

نخستین شواهد علمی TMS در سال ۱۹۸۵
در سال ۱۹۸۵، یک پالس مغناطیسی کوتاه بر ناحیه حرکتی مغز انسان اعمال شد. در همان لحظه، عضله شست دست داوطلب بهصورت غیرارادی منقبض شد. این رویداد، نخستین شاهد تجربی از توانایی میدانهای مغناطیسی در فعالسازی نورونهای قشری مغز بود.
تحریک مغز بدون تماس فیزیکی
برای نخستینبار، مغز انسان بدون تماس فیزیکی مستقیم تحریک شد. این مشاهده نشان داد که میدانهای مغناطیسی میتوانند نورونها را مستقیماً فعال کنند و تحریک مغز الزاماً نیازمند مداخله تهاجمی نیست.
گسترش TMS از نواحی حرکتی به نواحی شناختی
با پیشرفت فناوری، مسیر پالسهای مغناطیسی از نواحی حرکتی به بخشهای شناختی مغز هدایت شد.
نقش قشر پیشپیشانی (DLPFC) چپ
در میان نواحی شناختی، قشر پیشپیشانی (DLPFC) چپ بهعنوان یکی از مراکز کلیدی تنظیم هیجان و تصمیمگیری مورد توجه قرار گرفت.
شواهد بالینی TMS در افسردگی
پژوهشهای بالینی نشان دادند که تحریک مکرر DLPFC چپ میتواند مدارهای عصبی مختلشده در افسردگی را دوباره فعال کند. این یافته، نقش TMS را از یک ابزار پژوهشی به یک گزینه درمانی مطرح کرد.
ورود TMS به کلینیکهای روانپزشکی
در دهههای بعد، TMS از محیط آزمایشگاهی فراتر رفت و وارد کلینیکهای روانپزشکی شد. این فناوری بهعنوان روشی ایمن، غیرتهاجمی و مبتنی بر شواهد علمی شناخته شد.
کاربردهای شناختهشده TMS
بر اساس شواهد علمی موجود، TMS در موارد زیر مورد استفاده قرار گرفته است:
-
افسردگی
-
وسواس فکری–عملی (OCD)
-
اضطراب
-
دردهای نوروپاتیک
جمعبندی مسیر تاریخی TMS
مسیر تاریخی TMS نشان میدهد که این فناوری از یک مشاهده ساده در ناحیه حرکتی مغز آغاز شد و بهتدریج به یکی از روشهای غیرتهاجمی مبتنی بر شواهد علمی در علوم اعصاب و روانپزشکی تبدیل گردید.
